خرید بک لینک

درباره سایت

تنگنای فاصله

امکانات وب

فرزندم با دستانی که هنوز تو را لمس نکرده است؛ برایت مینویسم. شاید ندانی ولی من از مدت ها دور حتی از زمان کودکیام در انتظار تو بودهام و در هر رویایم با تو سخن گفتهام. گویی تو مانند بذری درونم ریشه دواندهای و من از ازل در انتظار تو بودهام، چرا که من مادر به دنیا آمدهام و وجودت از عدم به من پیوند خورده است.
 بی صبرانه منتظرم که کشفیات جدیدم را با تو که حتی هنوز کوچک ترین نشانهای ازت در زندگی ام هویدا نیست در میان بگذارم:
گویا تو میگویی: کسی قدرم را نمیداند.
من میگویم: هرگز چشم انتظار عدالت آدمها نباش.
تو میگویی: اگر دست آخر، انسانیت را به دست بیاورم ولی باز دستانم را خالی بیابم چه؟
میگویم: کافیست ایمان داشته باشی، اگر احساس خالی بودن میکنی بدین معناست که هنوز کامل نشدهای، انسانیت در عمق خالی بودن تو را پر میکند و به تو معنا و مفهوم میبخشد.
میگویی: اگر شخصیتم غنی شد ولی باز دریافتم که علم و مهارتم کافی نیست چه؟ اگر به مقامی که خواستم دست نیافتم چه؟
میگویم: ابتدا شخصیتت را غنی کن، آنگاه اگر در حسرت علم هستی، انسانیت شخص اُمّی را پیامبر میکند ، درویش را پادشه میکند و خودش بالاترین مقام هاست.
لیکن در نهایت که به انسانیت رسیدی از علم و مقام هم بینیاز میشوی و از دنیا وارسته میگردی، چرا که تا زمانی که تشنه هستی، در جستجوی آب به سر میبری و در کویر زندگی تا در جستجوی آب هستی، سراب میبینی.  زمانی که بینیاز شوی، دنیا دیگر با تو نمیجنگد و آب و آتش و خاک با تو درمیآمیزند؛ چرا که تو دیگر به دنبال دنیا نیستی...
اگر خودت را پیدا کنی همهی راههای نرفته را رفتهای.
پس تنها توصیهی من به تو این است که چنان خودت را جستجو کنی که به انسان شدن برسی.

برچسب: نویسنده: رضا فلاح تاريخ: شنبه 17 دی 1401 ساعت: 14:41

صفحه بندی